تبلیغات
shaghayegh sorkh - مروری بر یک برداشت
shaghayegh sorkh
دلا غافل زسبحانی چه حاصل - اسیر نفس شیطانی چه حاصل

ماجرای اخیر با همه تلخی ها، خیر بی شماری به همراه خواهد داشت اگر عبرت آموز شود. طی 2سال اخیر در كارنامه خدمات كم نظیر و پرارج رئیس جمهور مكتبی و انقلابی و ولایی مان برادر احمدی نژاد عزیز، 2بار لغزش هایی ثبت شد كه انتظار نمی رفت.
محمد ایمانی در سرمقاله کیهان نوشت: یكشنبه گذشته، پرونده ماجرایی 3 هفته ای و پر از حاشیه بسته شد. تشكیل جلسه كابینه به ریاست رئیس جمهور و با حضور وزیر اطلاعات، پایانی بر بسیاری از مباحث و شایعات بود.

ماجرای اخیر با همه اهمیت و دور از انتظار بودن برخی حوادث حول و حوش آن، معلول یك فرآیند بود و بنابراین انتظار آن است كه با عبرت آموزی از آنچه پیش آمد، مجرای فرآیند خطا بسته شود. این فرآیند البته بی سابقه نیست و می توان نظایری را برای آن در دوره های قبل جست، روندی كه در طول تاریخ 33 ساله انقلاب باعث شد برخی صاحب منصبان از چابكی و همپایی با رهبری- كم یا بیش- باز بمانند.

این روند خطا به شهادت تاریخ انقلاب ما، مانند هجوم ویروس یا میكروب یك بیماری است. وجود ویروس ها و میكروب ها، طبیعی است اما آنچه افراد را سلامتی می بخشد، از یك سو تقویت سیستم ایمنی و از دیگر سو، تنظیم فاصله- فاصله گذاری- با عوامل بیماری زاست.

برخی رفتارها، به اعتبار گذر از حد میانه روی «پرخطر» محسوب می شوند كه اگر در حوزه شخصی باشد دارای آسیب های محدودتری است اما اگر در حوزه رفتار اجتماعی و سیاسی واقع شود، آسیب های مهیب تری را به همراه خواهد داشت.

رفتارهای نامشروع و غیرقانونی، نوعا پرخطرند. مثلا كسی كه حداكثر سرعت 120 كیلومتر در ساعت را رعایت نمی كند و با سرعت 190 كیلومتر در اتوبان می راند، به احتمال قوی در معرض تصادم و آسیب است. یا شخصی كه به اقتضای كار خود با انواع آلودگی ها سروكار دارد اما از ماسك و مواد ضدعفونی كننده استفاده نمی كند، حتما در معرض بیماری است. بنابراین پروا و احتیاط- بدون اینكه فرد كمترین هزینه ای را بپردازد- بهترین روش پیشگیری از انواع آسیب ها و بیماری ها و تهدیدهاست.

باورهای اعتقادی ما نیز بر این قانون طلایی تأكید دارد كه «قوا انفسكم و اهلیكم. خود و اهل خود را بپایید». هم خود را و هم آنها را كه اهل شما محسوب می شوند، كه اگر فرزند یا همسری با خود آلودگی یا بیماری را به خانه آورد، عفونت در همین محیط پاكیزه می تواند رشد كند. پاكیزگی یا آلودگی كه محبت و صمیمیت و رفاقت بردار نیست.

مگر پدر خانواده می تواند به فرزند یا همسر خود بگوید كه چون تو مورد وثوق بسیار من هستی و در قلبم جای داری و زلال و پاكی، بنابراین به درون خانواده كه آمدی نه دستانت را از آلودگی بشوی و نه آداب پاكیزگی را مراعات كن؟! متأسفانه بعضاً رفتار سیاسی شماری از رجال ما یكی از این دو قسم بوده است؛ یا ذاتا پرخطر بوده و یا از سر غفلت و حسن ظن و اعتماد نسبت به رفتار پرخطر اطرافیان انجام شده است. اگر این رویكرد نبود، باب بیت آیت الله سیدكاظم شریعتمداری به واسطه فرزندش و برخی اطرافیان مسئله دار، به سفارت آمریكا در تهران باز نمی شد. رفتار پرخطر بود كه نهضت آزادی را- كه از جبهه ملی جدا شده و ادعای مذهب داشت- به التقاط كشاند و امثال مهندس مهدی بازرگان را قربانی مهره های آلوده ای چون عباس امیر انتظام و ابراهیم یزدی كرد. همین رفتار پرخطر از سازمان «مجاهدین خلق» و «ضدامپریالیست»، قصاب خلق و مزدور آمریكا و رژیم بعث ساخت. باید پرسید قوم یأجوج و مأجوج در دفتر بنی صدر چه می كردند كه یكی از آنها رضا تقوی (رئیس دفتر رئیس جمهور) دیپلمات ارشد رژیم طاغوت بود؟ آیا سرپرستی اداره هشتم وزارت خارجه از سوی تقوی در رژیم پهلوی و دریافت نشان درجه چهار همایونی از سوی وی كافی نبود تا بنی صدر به عمق سخن حضرت امام ایمان بیاورد؟ امام فرموده بود: «به این آقا گفتم بعضی از افراد كه دور تو جمع شده اند، گرگ هایی هستند كه تو را به فنا می دهند، گوش نكرد».

پیش بیاییم و به دوران سازندگی و اصلاحات برسیم. چه اتفاقاتی در یك روند طولانی مدت باعث شد كام مردم از خدمات روزگار سازندگی چندان كه باید و شاید شیرین نشود هیچ، كه گاه حتی تلخ شود. با دور تند مرور حوادث 20 ساله است كه كسانی چون حسین مرعشی و محمد عطریانفر و كرباسچی- اعضای مركزیت حزب كارگزاران- را جزو دست اندركاران فتنه و آشوب 88 می بینیم وگرنه آن روز كه مرعشی رئیس دفتر رئیس جمهور و كرباسچی شهردار تهران بودند و عطریانفر روزنامه همشهری را راه اندازی می كرد- روزنامه ظاهراً غیرسیاسی كه محیطی برای تكثیر عوامل راه اندازی نشریات زنجیره ای بعدی به عنوان پایگاه مطبوعاتی دشمن شد- هنوز از این خبرها نبود. گشت و گذشت تا ناگهان از زبان خانم انتخابی فرد- همكار آمریكانشین روزنامه تعطیل شده زن به مدیرمسئولی خانم فائزه هاشمی- در رفت كه بله بنده و آقای عطریانفر و خانم شهلا شركت در سال 77 مهمان ویلای شخصی آقای جرج سوروس (سرمایه گذار صهیونیست انقلاب های مخملی در شرق اروپا) بودیم.

یعنی كارگزارانی كه آقای هاشمی روزهای اول، چراغ سبز راه اندازی آن را داده و از به كارگیری بیت المال در گسترش شاخه های سیاسی و اقتصادی و رسانه ای حزب غفلت كرده بود، از نظر او قرار بود به ویلای سوروس برسد؟ قطعا نه! اما رفتار پرخطر و بی پروا، سابقه و صداقت و قصد خیر نمی شناسد. این ماجرا به گونه ای دیگر و شاید متفاوت در دولت اصلاحات و دفتر رئیس جمهور و حزب دولت ساخته مشاركت كه برخی از آنان هنوز داعیه پیروی از خط امام را داشتند، پدید آمد. آقای محمدعلی ابطحی رئیس دفتر آقای خاتمی، آرشیو انباشته این روند رفتاری پرخطر است، همو كه بعدها به همراه عطریانفر از برخی اتفاقات ابراز ندامت یا برائت كرد.

در طول این سال ها، یك ماجرای تلخ در حوزه سیاست و رسانه و فرهنگ رقم خورد و ماجرای تلخ مشابهی در حوزه اقتصاد رخ داد. و البته جریان انحرافی، اختاپوس وار می خواست همه این حوزه ها را با هم قبضه كند. افكار عمومی ما نگران سیاست خارجی و چالش هسته ای در روزگار اصلاحات بود اما فلان عضو تیم مذاكره كننده، همزمان در یك شركت نفتی در كیش سرمایه گذاری كرده بود كه دست بر قضا شریك شركت آمریكایی هالیبرتون (با مدیریت دیك چنی معاون بوش رئیس جمهور وقت آمریكا) بود.

مدت ها گذشت تا پرونده رشوه نیم میلیون دلاری شركت ایرانی جهت عقد یك قرارداد نفتی گشوده شد... سال ها پس از این ماجرا، كیش هنوز هم به خاطر واگذاری برخی امتیازات غیرقانونی در آن خبرساز است و این بار گویا پای یك زن كه همسر جدا شده وی با وزارت خارجه آمریكا همكاری می كند، در میان است. بازهم رفتارهای پرخطر به اسم تعامل با ایرانیان مقیم خارج از كشور! آیا غیر از جرجیس، پیامبر دیگری وجود ندارد؟! ایرانیان مقیم خارج یعنی همین «هوشنگ- الف» و «پانته آ- ف» و... دو قدم آن طرف تر، وزارت خارجه آمریكا؟ چرا باید در موضع اتهام وارد شد و از رفتار شفاف پرهیز كرد؟

احتمال حضور نام اصلاح طلبان در فهرست انتخاباتی كه از زبان دستیار آقای مشایی و دبیر كمیسیون فرهنگی دولت در رفت، واجد چه معنایی می تواند باشد؟ راه اندازی نشریات نیمه زرد و سایت های تفرقه افكن به واسطه عناصر اجاره ای كه پیش از این برخی از آنان مسیر نشریات زنجیره ای اصلاح طلب تا نشریات و رسانه هایی چون همشهری، تهران امروز، ملت ما و... را طی كرده اند، كدام منظور را دنبال می كند؟ آیا این بخشی از همان پروژه بزرگی نیست كه با غفلت برخی اصولگرایان در گذشته و در جهت انهدام اتحاد این جبهه موفق به اجرا درآمد؟ امان از رفتار سیاسی پرخطر كه حتی حیثیت اصولگرایانی را در فتنه 88 به بازی گرفت.

حتماً باید فاصله گذاری كرد میان رئیس جمهور خدمتگزار و انقلابی و همچنین كابینه خدوم و پرتلاش با آن حلقه چند نفره ای كه اصرار دارد اعتبار و سرمایه اجتماعی- انقلابی رئیس جمهور و دولت را خرج رفتارهای بی پروا، پرخطر و بعضاً انحرافی خود كند. این جریان آلوده كه نیازمند قرنطینه و درمان لازم است، در ماجرای اخیر هرچند هزینه هایی برای كشور و ملت تراشید، اما با خطای استراتژیك در برآورد خود باعث بركاتی برای نظام شد. از یك سو وزن- بی وزنی- حقیقی این جریان بندباز در یك وزن كشی زود هنگام و خود خواسته معلوم شد. این حلقه فراتر از ماجرای وزارت اطلاعات، دنبال تقابل رئیس جمهور با ولایت فقیه بودند و به واسطه مجموعه ای از تحركات كه دلالت بر پیگیری این سناریو در طول دو سه سال اخیر می كند، متهمند كه خانه های جدول دشمن در پروژه القای «حاكمیت دوگانه» را پر می كنند. آیا جزو نقشه دشمنند؟ یا به خاطر رفتارهای پرخطر، آلوده تله های اطلاعاتی شده اند و نقطه ضعف هایی دارند كه اسباب حركت اجباری در سناریوی دشمن می شود؟ یا خود آنها بازیچه واسطه های دشمن قرار گرفته اند تا اعتبار دولت اصولگرا را مخدوش كنند؟

گذر ایام پاسخ این پرسش ها را ارائه خواهد كرد اما به هرحال خروجی این جریان چند لایه، انحرافی است از جمله آنجا كه در عمل، به چند سناریو كمك می رساند؛ 1- دور زدن نظام و رهبری با ادعای ارتباط با امام زمان(عج) و ظهور نزدیك است و تخطئه فقه و القای عرفان من درآوردی (تداوم مغالطه انجمن حجتیه و سكولارهای بعدی نظیر سروش) 2- ترویج مطالب سست و انحرافی و مغلوط كه موجب ملكوك شدن سیمای اسلام و تشیع شده و زبان جریان های سیاسی و رسانه های ضددین را برای تمسخر و انكار ایمان به غیب و فیض پروردگار و امام موعود(عج) باز می كند. 3- القای بن بست قانون اساسی و حكومت دینی، و حرمت شكنی از نظام ولایت فقیه (عقده برآورده نشده و خواب برعكس تعبیر شده جبهه استكبار) 4- دامن زدن به تحیر و ناامیدی و سردرگمی و انفعال دست كم نزد برخی اقشار و خدشه در باورهای استراتژیك آنان 5- هل دادن دولت به موضع اتهام و ایجاد تفرقه و اختلاف و بدگمانی و ناامیدی در جبهه بزرگ اصولگرایان (در راستای جنگ نرم دشمن)

جریان های آلوده همواره وزارت اطلاعات را سد راه خود دیده و البته بارها كوشیده اند رجال بزرگ را از ابتدای انقلاب، هزینه تقابل با حاكمیت كنند. به عنوان مثال آن گونه كه آیت الله محمدی گیلانی نقل می كند حضرت امام در ماجرای آقای منتظری «درد دل و گله كردند از آقای منتظری... با احترامی كه به ایشان می كرد، صحبت طولانی كردند از بعضی نقاط ضعف بیت ایشان. فرمودند: می دانید احمد عزیزترین فرد خاندان من است. فلان- یكی از كاركنان بیت آقای منتظری را نام برد كه در قید حیات است- كارهایی كه او كرده اگر احمد می كرد گردن احمد را می زدم. شما آنجا بیشتر تردد كنید. آقایان را وادار كنید كه آنجا بیشتر تردد كنند.»

ماجرای اخیر با همه تلخی ها، خیر بی شماری به همراه خواهد داشت اگر عبرت آموز شود. طی 2سال اخیر در كارنامه خدمات كم نظیر و پرارج رئیس جمهور مكتبی و انقلابی و ولایی مان برادر احمدی نژاد عزیز، 2بار لغزش هایی ثبت شد كه انتظار نمی رفت.

 این كارنامه با وجود آن دو لغزش- یكی در ماجرای اخیر و دیگری در تأخیر یك هفته ای اجرای حكم رهبری درباره معاون اولی آقای مشایی و...- همچنان انباشته از نقاط مثبت و انقلابی است و نباید بیش از این مخدوش و ملكوك شود. ملت و نخبگان وفادار به انقلاب با درایت می دانند كه باید میان رئیس جمهور و جریان آلوده به رفتارهای پرخطر فاصله گذاری كنند. این، هم تكلیف رئیس جمهور و هم تكلیف اصولگرایان «حامی- منتقد» است.

برای برداشتن آب مروارید كه مزاحم بینایی می شود، نه چشم را تخلیه می كنند و نه سر را از گردن جدا می سازند. البته این مداوا و جراحی دقیق، تردید ناپذیر است تا پس از این، عارضه فرصت سوز به جانب كشور و حاكمیت بازنگردد. ما به تجربه تاریخ انقلاب دریافته ایم كه اطاعت از ولی امر اسباب گشایش و بركت، و موجب دوری از بیراهه ها و بن بست هاست و هرگز دوست نداریم راهزنان بار دیگر به سرمایه رجال خوشنام و خدمتگزار ما دستبرد بزنند. یقین ماست كه ولایت فقیه، تضمین ایمان و حجت دوستی ما با حضرت حجت بن الحسن العسكری(عج) است. ما بیش از گذشته برای رئیس جمهور عزیز و خدوم در مسیر شاد كردن اولیا و به غیظ آوردن دشمنان دعا می كنیم.
به نقل از تابناک
خبر رییس قضا از مفاسد اقتصادی جریان انحرافی؛
جریانی انحرافی كه گویا همه نكات انحرافات گذشته را با هم در یك جا جمع دارد، در كمرنگ كردن نقش علما و در ترویج ایرانی‌گری و قومیت‌گرایی بسیار تلاش می‌كند و مردم را ارجاع می‌دهد به كورش و هخامنش و دیگران و پس از آن طرف در ترویج عرفان های كاذب، در جن گیری و رمالی هم تلاش می‌كند كه مشخص نیست اینها چه نسبتی با دین دارد.
بنا بر اعلام اداره كل روابط عمومی و تشریفات قوه قضاییه، رئیس قوه قضاییه گفت: جریان انحرافی اتفاقاً در مفاسد اقتصادی هم غوطه‌ورند و بی‌امان جلو می‌روند.

به گزارش «تابناک»، آیت الله صادق آملی لاریجانی در نشست امروز مسئولان عالی قضایی به تلاش‌های صورت گرفته در رژیم گذشته برای دور كردن مردم از اسلام و روحانیت اشاره كرد و افزود: همه ما می‌دانیم كه در اواخر دوره طاغوت، رژیم به ترویج ملیت‌گرایی و ایرانی‌گرایی افراطی و بر پا ساختن جشن‌های آنچنانی پرداخته بود كه هدفی جز كمرنگ كردن نقش اسلام و نقش عالمان دین نداشت.

وی تأكید كرد: در جامعه‌ای كه بر پایه دین شكل پذیرفته و آحاد مردم مسلمان هستند و بناست بنا بر توحید، كتاب، سنت و وحی پیامبر زندگی كنند، مسلماً باید «تفقه در دین» داشته باشند؛ تفقه در دین یعنی درك عالمانه و درست از دین و دركی كه بر اساس اجتهاد روشمند و مضبوط از دین حاصل شده باشد.

رئیس قوه قضاییه افزود: البته به نظر می‌رسد، از میان همه این اصطلاحات مثل معرفت دینی و درك درست یا عالمانه، تعبیر قرآنی «تفقه در دین» از همه پرمعناتر و پربارتر باشد. از اقتضائات چنین جامعه‌ای، طبیعتاً و عقلاً این است كه باید تفقه در دین داشته باشد و عالمانی باشند كه دین را بفهمند و این فهم را در اختیار مردم گذارند و زندگی‌ها بنا بر فهم عالمانه و مجتهدانه از كتاب و سنت شكل گیرد.

آملی لاریجانی به تأكید قانون اساسی بر این مسأله اشاره كرد و گفت: در اصول متعددی از قانون اساسی مستقیم و غیرمستقیم بر این مسأله تأكید و از جمله در اصل دوم قانون اساسی تصریح شده كه نظام جمهوری اسلامی، نظامی است بنا بر توحید (لااله الا الله) و اینكه از طریق اموری از جمله اجتهاد مستمر فقهای جامع‌الشرایط بر اساس كتاب و سنت معصومین ـ سلام الله علیهم ـ قسط و عدل و استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و همبستگی ملی را تأمین می‌كند و یا در اصل چهارم قانون اساسی تصریح شده است كه همه مقررات و قوانین باید بر پایه موازین اسلامی باشد و البته طریق تشخیصتش را هم نظر فقهای شورای نگهبان قرار داده است.

وی به آیه 122 سوره توبه اشاره كرد و گفت: صدر این آیه این است كه «و ما كان المومنون لینفروا كافه»؛ یعنی نهی می‌كند كه مومنین همه «نفر» یعنی كوچ و حركت داشته باشند و به میدان جهاد بروند؛ نهی می‌كند كه همه مومنین بروند جهاد، می‌گوید عده‌ای باقی باشند و این عده بروند تفقه در دین كنند و این گونه نباشد كه همه جهاد بروند و تفقه در دین زمین بماند.

رئیس قوه قضاییه با اشاره به این كه در تفسیر این آیه اختلافاتی میان علما هست گفت: در این مسأله نمی‌توان تردید كرد كه این آیه تحریض و تحریك مومنان و الزام به بقای عده‌ای برای تفقه در دین است و این موضوع قابل تردید نیست. مرحوم شیخ انصاری در كتاب گرانسنگ رسائل پس از اینكه در استدلال این آیه بر حجیت خبر واحد تشكیك و اشكالات متعدد وارد می‌كند، می‌فرماید، در اصل این كه این آیه ظهور در لزوم و وجوب تفقه و انذار در دین دارد، نمی‌توان تردید كرد.

آملی لاریجانی افزود: مسلماً بحث از حلال و حرام قدر متیقن این تفقه است؛ یعنی باید كسانی باشند كه دین را عالمانه بفهمند و یا اقلاً حلال و حرام آن را بدانند. منتها بعید نیست بر حسب پاره‌ای قراین بگوییم، اصلاً معنای آیه این است كه در همه معارف باید تفقه داشته باشند و نه تنها در حلال و حرام، مرحوم علامه طباطبایی نیز در ذیل این آیه شریفه می‌فرماید كه از تعبیر انذار در این آیه شریفه استفاده می‌شود كه باید در همه معارف تفقه كرد، چون بدون تفقه در مبدأ و معاد، انذار در حلال و حرام پیدا نمی‌شود.

وی در ادامه به تلاش برخی از جریان‌های انحرافی در طول تاریخ برای دور كردن امت اسلام از تفقه در دین و از عالمان راستین اشاره كرد و ایده «اسلام منهای روحانیت» را زاییده این تلاش دانست و گفت: از قرن‌ها پیش، پاره‌ای جریانات انحرافی در مقابل نقش عالمان در دین بوده است و همه ما می‌دانیم كه در برهه‌های متعددی در همین جامعه اسلامی ما دراویش و صوفیه را در مقابل علمای ما قرار می‌دادند و بهانه آنان، رجوع به باطن و باطن گرایی و اهمیت عالم معنا و معنویت بود؛ اما در واقع نقش علمای دین را می‌خواستند تضعیف كنند.

وی ادامه داد: ما یادمان نمی‌رود كه در زمان طاغوت دراویش را تأیید و كمكشان می‌كردند، خانقاهایشان را آباد می‌كردند، مساجد را اگر نگوییم خراب می‌كردند، ولی هیچ كمكی نمی‌كردند و مراسم دینی را در خانقاه‌ها می‌گذاشتند. این همراهی با جریان‌های انحرافی برای كمرنگ كردن نقش عالمان دینی بود.

رئیس قوه قضاییه با اشاره به اینكه عالمان حقیقی دین توجه اصلی‌شان به عالم واقعیت و معنا بوده، منتها به خوبی دریافته بودند كه اگر می‌خواهیم توجه به باطن پیدا كنیم و به عالم معنا بپردازیم، راه همین است و نمی‌شود انسان حلال و حرام خدا را نداند. بعد بگوید من دارم به عالم معنا می‌پردازم و نیز نمی‌شود حدود الهی را نداند و حرام و حلال الهی را پاس ندارد بعد بگوید من به عالم باطن می‌پردازم، این سخن نادرستی است.

آملی لاریجانی ظهور روشنفكران سكولار را ادامه این جریان‌های انحرافی توصیف كرد و گفت: جریان سكولاریسم و روشنفكران سكولار را در كشورهای اسلامی تقویت می‌كردند تا باز در مقابل علما و متخصصان فهم دینی جهت‌گیری كنند. در همین كشور ما آرام آرام پر و بال دادند به اینها تا جایی كه اسلام منهای روحانیت تز اصلی برخی‌ها شد.

وی افزود: البته روحانی كسی نیست كه فقط عمامه‌ای بر سر و ردایی بر تن دارد، آنچه مهم است فهم عالمانه دین و تقوا است. آیا از علمای راستین دین از قرون اولیه مثل شیخ صدوق، شیخ مفید، شیخ مرتضی، شیخ طوسی، علامه حلی حتی تا زمان حال عالمی را دیده‌ایدكه بیاید ادعا كند كه به لباس، كسی می‌شود روحانی. اینها خودشان مجاهد فی سبیل الله بودند در فهم دین و فهم معارف دینی و چه زحمات طاقت فرسایی برای بقای دین كشیدند. روشن است، روحانیتی كه می‌گوییم تفقه در دین دارد همین روحانیت حقیقی است و اتفاقاً مخالفان نیز وقتی می‌گویند، تز اسلام منهای روحانیت، همین روحانیت حقیقی را مدنظر دارند كه فهم آنان از دین عالمانه است.

آملی لاریجانی سپس افزود: واقعاً تأسف آور است كه در زمانی كه البته بیشتر به زمان دولت اصلاحات برمی‌گردد، كتاب های متعددی در عرفان های كاذب وارداتی در همین كشور مجوز از وزارت ارشاد گرفته است. وقتی انسان كتاب های آنها را می‌خواند می‌بیند كه عده‌ای جاهل و شیاد و زنباره مدعی باطن و معنویت و عرفان شده‌اند.

این چه عرفانی است كه با همه دنیاپرستی می‌سازد. عرفان سرخپوستی كه با مواد مخدر و امثال آن هم هیچ منافاتی ندارد. عرفان بودایی هم جور دیگری. باید تأسف خورد كه این كتابها در این كشور نشر شد و صدایی هم برنخاست؛ كشوری كه اساسش اسلام و تشیع و نظامش نظامی است بر اساس توحید و كتاب و سنت، چگونه می‌تواند این امور را تحمل كند.

رئیس قوه قضاییه تأكید كرد: متأسفانه، باید گفت در زمان ما هم جریانی انحرافی كه گویا تمام نكات انحرافات گذشته را با هم در یك جا جمع دارد، در كمرنگ كردن نقش علما و در ترویج ایرانی‌گری و قومیت‌گرایی بسیار تلاش می‌كند و مردم را ارجاع می‌دهد به كورش و هخامنش و دیگران و پس از آن طرف در ترویج عرفان های كاذب، در جن گیری و رمالی هم تلاش می‌كند، كه مشخص نیست اینها چه نسبتی با دین دارد.

در حالی كه اینها هم دم از روشنفكری می‌زنند و با سكولارها خیلی راحت جمع می‌شوند و همراهی می‌كنند و هم با عده‌ای از هنرمندان لاابالی دم خور هستند و عرفان های كاذب را ترویج می‌كنند و البته از اینكه با اجانب هم پنهانی ارتباط بگیرند خیلی ابایی ندارند.

آملی لاریجانی ملت ایران را به هشیاری در برابر این جریان انحرافی دعوت كرد و اظهار داشت: باید به هوش باشیم، نظامی كه بر اساس اسلام و بنا بر كتاب و سنت تشكیل شده می‌بایست، مراقب این جریان انحرافی و امثال آن باشد و باید بدانیم كه ما مسلمانیم، مسلمانی كه با حق تعالی عهد بسته كه راه او را پشت سر گذارد و كتاب و سنت را تبعیت كند، اینچنین مسلمانی حتماً نخستین كارش فهم كتاب و سنت است و در اولین قدم نیاز به متخصص و عالم فهمنده دین دارد؛ اما شما در خصایص این گروه انحرافی می‌بینید كه این گروه دین را به گوشه‌ای در زندگی می‌برند و می‌گویند قلبت صاف باشد.

وی افزود: متأسفانه، عقیده اینها اینگونه است كه در روابط با نامحرم آزادند، در تماس با روشنفكران سكولار و گاه ملحد و پریدن با آنها آزاد هستند، در رجوع به جن گیر و رمال آزادند، با دراویش آزادند، آیا این است حدود الهی؟ این است حرمات الهی؟

وی تأكید كرد: این جریان اتفاقاً در مفاسد اقتصادی هم غوطه‌ورند و بی‌امان جلو می‌روند. وقتی كه انسان تقوا را از دست داد، در همه مجاری و در همه مجال مشكل پیدا می‌كند.

رئیس قوه قضاییه افزود: وظیفه همه عالمان دین است كه در مقابل این انحرافات بایستند و مردم ما نیز به هوش باشند. ملت مسلمان و انقلابی ما به یاد دارند كه حضرت امام (ره) چگونه با تمام وجود مقابل تز انحرافی اسلام منهای روحانیت ایستاد و هیچ گاه از یادم نمی‌رود كه امام چگونه به آنها خطاب می‌كرد كه شما با روحانیون مخالف نیستید بلكه با اسلام مخالفید.

آملی لاریجانی تصریح كرد: حالا هم همین است. این جریان انحرافی در حالیكه جن گیری و رمالی را روشنفكری جا می‌زنند، در كمرنگ كردن نقش عالمان دینی و متخصصان علوم حقه تلاش می‌كنند. مسلماً مقصود ما نفی عوالم باطن و عوالم معنا نیست، ولی یقین داریم بیشتر اینها شیادند. مگر هر چیزی در عالم امكان دارد، وقوعش در مورد شخص خاص هم ثابت است؟ ممكن است كسی بتواند قدرت‌های مافوق طبیعی هم داشته باشد اما هر كسی كه دكانی باز كند و بگوید، من چنین قدرتی دارم، آیا قدرت دارد؟ وانگهی هر قدرت شیطانی، هم مورد تأیید كتاب و سنت است؟

وی به روایتی در این زمینه اشاره كرد و گفت: از امام صادق (ع) نقل شده است: كه فرموده‌اند: آیه الكذّاب أن یخبِرَك خَبَر السماء و الارض و المشرقِ و المغربِ فاذا سألته عن حرام الله و حلاله لم یكن عنده شی»؛ این روایت عجیبی است. این روایت در كافی (جلد دوم صفحه 340 ) آمده و می‌فرماید نشانه آدم دروغگو این است، از آسمان و زمین و از مشرق و مغرب به شما خبر می‌دهد، اما وقتی از او راجع به حلال و حرام خدا می‌پرسی هیچ چیز در كفش نیست.

آملی لاریجانی تأكید كرد: این رمال ها و جن گیرهایی كه قوه قضاییه با آنها برخورد كرده، مصداق همین روایتند.

رئیس قوه قضاییه در پایان با اشاره به نقش علما و هشیاری مردم در شناسایی جریان های انحرافی گفت: البته این رافع مسئولیت قوه قضاییه نیست و طبیعتاً هر شخصی باید مسئولیت خودش را انجام دهد و دستگاه های اجرایی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید وظایف خودشان را بدانند و نگذارند كه كتاب ها و نشریات ضلال چاپ شوند.

در ادامه جلسه مسئولان عالی قضایی مقرر شد اقتضائات حقوقی و قضایی برنامه پنجم توسعه بررسی شود.

همچنین مقرر شد، برنامه سوم توسعه قضایی نیز از سوی مسئولان قضایی بررسی و پس از ارایه پیشنهادهای جدید و اصلاحات برای تصویب و ابلاغ به جلسه مسئولان ارایه شود.





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390 توسط جاوید س
درباره وبلاگ

جستجو

آرشيو مطالب

آخرين مطالب

نويسندگان

پيوند ها

پيوندهاي روزانه

ابر برچسب ها

آمار سايت


شرکت فنی مهندسی آب سازه ابرار